برای ت می نویسم..

کاری با تو ندارم 125 !

دستان ت هوای دو نفره ی پارک را، دو نفره تر کرد.. وقتی دستِ زنانه ام را در دستِ مردانه ات غرق کردی، سوز سرما را از نوک انگشتان م کشیدی بیرون و "ها" کردی توی هوا.. وقتی دست م را دزدیدی و فرو کردی در عمق جیبِ بارانی ات، آتش گرفت م.. یک وقت هوای آتش نشان شدن به سرت نزند.. سوختن در این سرما مزه می دهد..

   + معصوم گلی ; ٦:٢٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳٩٢
comment حرف هایَ ت ()

فسقل وجب عضو، بازی ام نده!

چه معنا دارد تازگی ها هر بار که کفِ دستِ راست م می خارد، پس از مراسم بوسیدن و روی فرقِ سر کشیدن ش، خبری از پول و اسکناس نمی شود؟ یک چند روزی تمام خارید و من هم مرکزِ خارش گاه را غرق در بوسه کردم! خانم بابائی می گفت دست ت را روی شکم ت بمال که از مبدأ دل بکند و روانه شود به سوی مقصد.. قبلا ها خوب جواب می داد، نمی دانم تازگی ها کم بوس ش کرده ام یا مالیدنِ به شکم که اضافه شده، قاطی کرده است!!

"کفِ دستِ عزیز" اصلا این فُرکست های ت را نخواستم، نخار پدر جان، روان نداریم!

   + معصوم گلی ; ٧:۳٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٢
comment حرف هایَ ت ()