برای ت می نویسم..

بر پیشانی ام چیزی دیده ای؟

من گولِ آن چشم های درشت و مشکینِ محصور در کُلی مژه ی رِی کرده را نمی خورم،پلک های سنگین ت را هی نبند و باز کن، آن هم تند تند. من گولِ آن قدِ رعنای مزین به هیکل تراش خورده ات را نمی خورم. هی نیا و برو. قِرِ موجود در کمرِ خود را کنترل بفرما. از دست ش کاری بر نمی آید. باور کن. من گولِ آن صدای پر از ناز و کرشمه ات، آن نفس های برنامه ریزی شده ی طنازت را نمی خورم. دست ت برای م روست. با توام دوست عزیز. من گولِ آن چرب زبانی های دِمُده ات را نمی خورم. لب خند های یکی در میانِ بین خالی بندی هایت، خَرَم نمی کند. به جان تو. تاکید می کنم گول نمی خورم. حتی اگر یک قرارداد کوتاه مدت با نمی دانم کجا بسته باشی و لباس حوری ها را چند ساعتی کرایه کرده باشی و مثل فرشته ها نرم نرم ک، اَنجلین وار رو ب رو یم سبز شوی، گول که نمی خورم هیچ، به صورت کاملا رسمی شکایت کتبی و شفاهی ام را روانه ی بارگاه ملکوتی سِند می کنم تا بدانی کلا پیگرد قانونی داری!! من گول خورَ م برای تو دوستِ دو رو نه تنها مَلَس نبوده که از هندوانه ی ابوالجهل هم به مراتب تلخ تر می باشد.. باور کن.. نگاه ت فریاد می زند.. آن قلبِ لعنتی ات، آن ضربان ریتمیکِ لعنتی تَرَش از چند قدمی بوی تعفن می دهد.. لطفا کمی آن ور تر.. خفه ام کردی.. تاریخِ اکرانِ فیلم های درجه ی سه ات تمام شده است.. دست ها بالا..

   + معصوم گلی ; ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢ آبان ۱۳٩٢
comment حرف هایَ ت ()