برای ت می نویسم..

مرغان باغ را به لب افسانه تو بود..

وَإِن یَمْسَسْکَ اللَّـهُ بِضُرٍّ‌ فَلَا کَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ ۖ وَإِن یُرِ‌دْکَ بِخَیْرٍ‌ فَلَا رَ‌ادَّ لِفَضْلِهِ ۚ یُصِیبُ بِهِ مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ ۚ وَهُوَ الْغَفُورُ‌ الرَّ‌حِیمُ

[سوره مبارکه یونس، آیه ١٠٧] 

زل زده ام به تو،

با من چه کرده ای؟

می خواهم چوپان داستان "موسی و شبان" باشم..

دستان م را باز کرده ام، این بار تو بیا در آغوش م..

 

   + معصوم گلی ; ٧:۱٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٢
comment حرف هایَ ت ()