برای ت می نویسم..

خوش مزگی های سفیدِ شیر برنجی..

یک وقت هایی برای این دلِ کوچولو باید بی خیال دنیا شوی، به هیچ کس هم دخلی ندارد. یک وقت هایی برای جانِ دل ت، برنج نیم دانه خیس کنی و شیر برنج بدون شکر ی را بار بگذاری که جز خودت زیر این سقفِ دوتایی طرف داری ندارد، همَ ش بزنی که تَه نگیرد و به یاد مادر بزرگی که کم از او یاد داری یک پینچ نمک بریزی داخل ش که برکت و روزی زندگی ات به لطف خداوند زیاد شود، برای خودت پارتی بازی کنی و گلاب را بیشتر از همیشه خالی کنی توی ش و حظ ببری از عطری که دیوانه ات می کند. کاسه های شیر برنج را بچینی رو کانتِر و توی دل ت به خودت به به ی بگویی. از دما که افتاد بگذاری در یخچال که سردش برای ت دل چسب تر شود. وقت خوردن یک بار روی ش عسل بریزی و طلایی شوی.. بار دیگر مربای آلبالو با سفیدی اش، تو را صورتی دخترانه کند.. مربای بهار نارنج را از قلم نیندازی و بدون ترس ِ پر کشیدنِ بهار از آشپزخانه ات، شیر برنج ِ سفید را مهمانِ مربای مادربزرگ پز ِ هم سر کنی..

دل کوچک م تقصیری ندارد، می خواهد خوش باشد.. می گذارم خوش باشد..

   + معصوم گلی ; ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۸ بهمن ۱۳٩٢
comment حرف هایَ ت ()