برای ت می نویسم..

اعتراضِ خشمگین انه..

خیلی وقت است تلویزیون در خانه مان تقریبا بلا استفاده (به جز تماشای یکی دو تا برنامه ی خوب مثل رادیو هفت) شده است، خُب بالتبع اخبار هم به ندرت می بینم. اصلاً دروغ چرا دیگر علاقه ای به شنیدن اخبار ندارم، تناقض بین واقعیات زندگی مردم با آن چه می شنوم آن قدر زیاد است که ترجیح می دهم صورت مسئله را برای خودم پاک کنم.. فقط هر چهار پنج روز سَرَکی به برخی سایت های خبرگزاری می زنم به چند دلیل که توی دل م بماند بهتر است! امروز هم گشت می زدم و از این پنجره سَرک می کشیدم به آن یکی تا چشمم خورد به این خبر: "همایش همبستگی با تیم ملی" با کلی هم عکس! خبر را خواندم و عکس ها را که دیدم، شاخ درآوردم.. این را هم بگویم من آدمِ فوتبالی ای نیستم، البته قبل تر ها بودم اما چند سالی است والیبال و بسکتبال جای ش را در دلم تنگ کرده اند.. این همه خرج و بریز و بپاش که چه؟ همایش را می گویم.. این تیم ملی فوتبال عمراً از گروه ش بالا برود (حالا اگر صعود کرد نیایید این جا یقه ی مرا بگیرید!)، اصلا این همه افتخار نصیب تیم ملی والیبال شد، برای شان چه کردند؟ خدا وکیلی تمام افتخارات فوتبال ایران از زمان پیدایش ش در ایران به اندازه ی این سه سال والیبال می شود؟ اصلا فلسفه ی این برنامه چه بود؟ ...

+ از این دست همایش ها زیادند، می دانم، این یکی بیشتر زور داشت!

++ به خودم حق می دهم اخبار نخوانم و نشنوم و نبینم..

   + معصوم گلی ; ٧:۱۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٢
comment حرف هایَ ت ()