برای ت می نویسم..

داشتنِ زبان، جنبه می خواهد!

خُب تقصیر من چیست شکم ش شبیه شکمِ خانم های درحال مامان شدن بود؟! اصلا چرا مانتوی کمر دار پوشیده بود و بندش را آن قَدَر سفت بسته بود که سوءتفاهم پیش بیاید؟! آن برق مهربان ی چرا باید توی نگاه ش به چشم م بیاید که صاف برگردم توی چشم های ش زل بزنم و با لبخندی پر از ذوق زدگی بپرسم: "شما باردارید؟"، او هم سرخ شود و بگوید "نه" و قسمت آویزان شال ش را بیندازد روی ناحیه ی قُلمبه و من هم مثل یک آدم برفیِ آفتاب دیده، آب بشوم از خجالت؟!

+ این دومین بار بود که این چنین ملت را شرمنده ی از خارج شدن تناسب شان کردم و خودم را شرمنده ی حرف زدن های بی حساب م!

++ خدا جان، استدعا دارم مرا لال بفرمایید!

   + معصوم گلی ; ٦:٥٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٢
comment حرف هایَ ت ()