برای ت می نویسم..

یک فرشته، مهمانِ من..

دروغ چرا، من مهمان دوست داشتنی که دلم برای بودن ش، برای میزبان ی کردن برای ش پر پر بزند، کم دارم. نه این که از مهمان ها و آدم هایی که مهمان م می شوند بدم بیاید، نه. اما بعضی ها جنس شان، تهِ وجودشان طلایی ست. کشش دارد، برق دارد. چند روز پیش یک مهمان طلایی داشتم، یک رتبه ی یکی، یک مهمان که نمی دانم چه دارد در عمق وجودش که جادوی م می کند، برای منِ مضطر، شفاست، برای وجودِ خاکستری ام مرهم است، آب است بر سرخی آتش م. کاش خدا باعثِ بزم م را، برای م نگه دارد، سلامت و مثل همیشه لبریز از آرامش.

+ خدایا، این شِرک که نیست، هست؟

++ میزبان مامان بودن، سخت ترین کار دنیاست..

   + معصوم گلی ; ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩۳
comment حرف هایَ ت ()