برای ت می نویسم..

خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم ازوست..

وقتِ اذان بلند بلند دعا می کنم و به "هم سر" می گویم بلند بلند آمین بگوییم. هم راه خوبی است. هر دعا، یک آمین ِ هم صدا دارد. انگار که از این هارمونی ذوق کرده باشم پیشنهاد می دهم داشته های مان را هم بلند بلند بشماریم و بابت شان از خدا تشکر کنیم. یکی من می گوی م و یکی او، هر دو با هم شُکر می گوییم. شروع خوبی داریم ولی تمامی ندارد. کم آورده ایم، خیلی زود به Uncountable بودن مهربانی اش می رسیم. با تمام رودربایستی ی که با خدا داریم در اتمام مراسم ناموفق یم! اصلاً این آدمی زاد همیشه بدهکار اوست..

+ راستی این طولانی شدن شکرگزاری، این که مراسم شکرانه مان پایان نداشت، هم شُکر دارد..

++ به داشتن چنین معبودی باید فخر فروخت، باید غره شد..

   + معصوم گلی ; ٧:۳٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۳
comment حرف هایَ ت ()

وَإِلَیْهِ مَتَابِ..

"قُلْ هُوَ رَ‌بِّی لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ مَتَابِ"

[سوره مبارکه رعد، آیه 30]

رو بِ روی ت، جسارت نگاه ندارم،

با آن چشم های بسته می بینم ت که برای م لبخند می زنی،

خودت گفتی بگو، می گویم ت..

"به تو باز می گردم"..

   + معصوم گلی ; ٧:٠٧ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٢
comment حرف هایَ ت ()

من سیاه ام، تو سپید..

"یَا مَنْ یَکْفِی مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ لا یَکْفِی مِنْهُ شَیْ‏ء ..."

                                 [بحارالانوار، ج 92، ص 208]

موعدِ دیدنِ آن خواب های مخصوص که سَر آمد انگار دل م را شنیدی،

برای م معجزه کردی، باز هم از آن رویاهای سپیدِ پنبه ای..

از "تو" تعبیر تر؟ این خواب ها واقعی تر از این نمی شوند..

   + معصوم گلی ; ۳:٢٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٢
comment حرف هایَ ت ()

مرغان باغ را به لب افسانه تو بود..

وَإِن یَمْسَسْکَ اللَّـهُ بِضُرٍّ‌ فَلَا کَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ ۖ وَإِن یُرِ‌دْکَ بِخَیْرٍ‌ فَلَا رَ‌ادَّ لِفَضْلِهِ ۚ یُصِیبُ بِهِ مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ ۚ وَهُوَ الْغَفُورُ‌ الرَّ‌حِیمُ

[سوره مبارکه یونس، آیه ١٠٧] 

زل زده ام به تو،

با من چه کرده ای؟

می خواهم چوپان داستان "موسی و شبان" باشم..

دستان م را باز کرده ام، این بار تو بیا در آغوش م..

 

   + معصوم گلی ; ٧:۱٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٢
comment حرف هایَ ت ()