برای ت می نویسم..

فرودِ یک فرشته..

از آخرین باری که نسخه ی آلمان یِ فیلمِ "آسمان بر فرازِ برلین" را دیده ام، نزدیک به 6 سال گذشته است، شنیدنِ دوباره ی موسیقیِ فیلم بهانه ای شد برای یادآوری.. به جرات می گویم که فیلم می تواند برای خودش یک برند باشد.. انگار که شعری را ببینی، نخوانی، ببینی.. عاشقانه ای عمیق و آرام که تلنگُرَ ت می زند، یک جاهایی سیلی ات می زند.. چند باری هم ممکن است پرت شوی گوشه ی زندان! ببینی اش حُکم ت می شود حبس به اتهام انسان-فراموشی.. اتهام نیست، جُرم ت ثابت می شود! کاری به نمادین بودنِ فیلم ندارم.. کاری به دیوارِ برلینِ کذایی ندارم.. از ماجرای جداییِ بلوک شرق و غرب هم می گذرم.. به من چه که نشانه ها.. حتی اگر سطحی نگرانه هم ببینی اش برای ت بس است دوباره عاشق کردن ت.. نماد ها به دردِ من نمی خورند، نمی خواهم بخورند، دنبالِ ساده دیدن م، ساده فهمیدن.. فرشته ای با دنیای سیاه و سفیدَ ش دل به ماریونِ بازیگرِ نقشِ فرشته می بندد، دنیای ماریون رنگی است.. تضاد.. نماها، قاب عکس اند.. فرشته برای فرشته نبودنَ ش که انسان بودنَ ش می جنگد و پیروز، انسان می شود، رنگ گرفتنِ دنیا.. سرمای اندکِ فضای فیلم مَلَس است.. تصویر های شیرینِ زندگی.. بهانه های کوچکِ خوش بودن.. صحنه ی آرامِ غرق شدن در نوشیدنِ یک فنجان قهوه.. فرمولِ لذت بردن از بودن.. دوست داشتنِ صاف و ساده، بی دغل.. انسان ی باکِر.. شعری دیدنی.. دوباره دلَ م عشق خواست.. هست.. سراغ ش رفته ام، عشق را می گویم، کمی خاک خورده است، فووووووووووت.. باز یافت.. باز یابی.. باز کشف.. هر از گاهی بُروساژ می خواهد این دل.. دل تکانی شاید..


پی نوشت اول :نام اصلیِ فیلم، "Himmel über Berlin, Der".

پی نوشت دوم : به نظر م نسخه ی آلمانی فیلم، دل نشین تر از نسخه ی هالیووی است.

   + معصوم گلی ; ٥:٠٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٢
comment حرف هایَ ت ()