داشتنِ زبان، جنبه می خواهد!

خُب تقصیر من چیست شکم ش شبیه شکمِ خانم های درحال مامان شدن بود؟! اصلا چرا مانتوی کمر دار پوشیده بود و بندش را آن قَدَر سفت بسته بود که سوءتفاهم پیش بیاید؟! آن برق مهربان ی چرا باید توی نگاه ش به چشم م بیاید که صاف برگردم توی چشم های ش زل بزنم و با لبخندی پر از ذوق زدگی بپرسم: "شما باردارید؟"، او هم سرخ شود و بگوید "نه" و قسمت آویزان شال ش را بیندازد روی ناحیه ی قُلمبه و من هم مثل یک آدم برفیِ آفتاب دیده، آب بشوم از خجالت؟!

+ این دومین بار بود که این چنین ملت را شرمنده ی از خارج شدن تناسب شان کردم و خودم را شرمنده ی حرف زدن های بی حساب م!

++ خدا جان، استدعا دارم مرا لال بفرمایید!

/ 10 نظر / 39 بازدید
مسافر

به عنوان کسی که در جایگاه طرف مقابل شما گرفته [خجالت] ازت تمنا دارم ابراز احساس نکن در مقابل این کشف خودت بذار طرف خودش اقرار کنه بارداره [نیشخند] در پناه خدا [گل][قلب]

مسافر

صحیح است صحیح است شک نکن در پناه خدا [گل][قلب]

یک تجربه ساده

حالت رو میفهمم[خنده] نگران اون بنده خدا هم نباش. کسی که با اعتماد به نفس بالا اون طور لباس می پوشه باید فکر این جاهاش رو هم بکنه[چشمک]

یک تجربه ساده

حالت رو میفهمم[خنده] نگران اون بنده خدا هم نباش. کسی که با اعتماد به نفس بالا اون طور لباس می پوشه باید فکر این جاهاش رو هم بکنه[چشمک]

محبوبه

آخییییییییییی طفلکیییییی!!! ولی خدایی خجالت میکشه آدم!

خدا

دعایت مستجاب می شود!![نیشخند]

نازنین

حس قشنگی در نوشته های شماست، این حس ، حس نویسنده یک فیلمه، زیبا دیالوگ می نویسید.موفق باشید.

نازنین

حس قشنگی در نوشته های شماست، این حس ، حس نویسنده یک فیلمه، زیبا دیالوگ می نویسید.موفق باشید.